روزی سپری شد به امیدی که شب آید شب آمد و دیدم
به دلم تاب و تب آمد ای دوست دعا کن من بیچاره
مبادا در حسرت دیداره تو جانم به لب آید
ای کاش میدانستی انتظار دیدنت چه مجازاتی است شاید دیگر هیچوقت چشم براهم نمی گذاشتی گلم...
ولی یه چیزی که من خیلی بهش اطمینان دارم اینه که هیچ گاه
فاصله ها حریف خاطره ها نیستند
به یادتم...

نویسنده:
ღ.•**• ღسحرღ.•**• ღ
ساعت: 18:2
تاریخ: پنجشنبه 13 دی1386
مطمئن باش که مهرت نرود از دل من
مگر آن روز که در خاک شود منزل من
اشتیاقی که به دیداره تو دارد دل من
دل من داند و من دانم و اندر دل من
ای کاش امتداد لحظه ها تکرار همیشه با تو بودن بود
تقدیم به تو که نمیدانم واقعا نمیدانم در خاطرت میمانم
یا اینکه برایت خاطره می شوم......؟؟؟

نویسنده:
ღ.•**• ღسحرღ.•**• ღ
ساعت: 16:23
تاریخ: سه شنبه 11 دی1386